بستن
کد خبر: ۱۵۰۳۵۶۸

خبر به مثابه سلاح! 

 در شرایط عادی، نزدیک به ۸۰ درصد ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند و بخش قابل توجهی از آنها به‌طور فعال از پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند.


خبر به مثابه سلاح! سعید خادمی؛ مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور نوشت: یک تصویر خشونت‌آمیز، یک تیتر هیجانی یا یک ویدئوی کوتاه می‌تواند مسیر فکر یک شهروند را تغییر دهد. خبر، دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ به‌تدریج به ابزاری برای شکل‌دهی ادراک بدل شده است. ذهن امروز به میدان اصلی منازعه تبدیل شده و هر گزاره خبری می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی افکار عمومی ایفا کند.

با این حال، هنگامی که دسترسی به این شبکه‌ها محدود می‌شود و جریان اطلاعات به منابع رسمی با دامنه پوشش محدود و اعتماد اجتماعی تضعیف‌شده تقلیل می‌یابد، ذهن مخاطب نه آگاه‌تر، بلکه تنها‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی، شهروندی که به روایت‌های متکثر و شفاف داخلی دسترسی ندارد، ناخواسته به سمت رسانه‌های بیرونی، شبکه‌های ماهواره‌ای و روایت‌هایی سوق پیدا می‌کند که الزاماً متعهد به واقعیت اجتماعی ایران نیستند. اینجاست که خلأ اطلاع‌رسانی، به‌جای افزایش امنیت شناختی، میدان را برای تقویت روایت‌های جهت‌دار و عملیات ادراکی دشمن فراهم می‌کند.

 در کشورمان هم نمونه‌های ملموسی از این سازوکار قابل مشاهده است. در برخی مقاطع حساس اقتصادی و سیاسی، روایت‌های اولیه‌ای که در فضای مجازی منتشر شده‌اند، حتی پس از ارائه توضیحات رسمی، در ذهن بخش‌هایی از جامعه تثبیت شده‌اند. پاسخ‌های دیرهنگام، کلی یا فاقد جزئیات، نه‌تنها نتوانسته‌اند روایت‌های نادرست را اصلاح کنند، بلکه گاه به تقویت آنها انجامیده‌اند. در این شرایط، واقعیت نه بر اساس صحت و دقت، بلکه بر مبنای «اولین روایت شنیده‌شده» یا «روایت شنیده شده‌ی پرتکرار از رسانه مورد اعتماد» قضاوت می‌شود. شرایط دشوار اقتصادی، فشار‌های معیشتی و احساس نابرابری، جامعه را نسبت به پیام‌های هیجانی حساس‌تر کرده است. نسل جوان، که سهم بیشتری از مصرف رسانه‌ای را به خود اختصاص می‌دهد، بیش از دیگران در معرض این فضا قرار دارد.

هم‌زمان، شکاف نسلی و کاهش دسترسی به منابع متنوع و معتبر اطلاعاتی، پذیرش روایت‌های ساده‌سازی‌شده و احساسی را تسهیل کرده و واکنش‌های قطبی را تشدید می‌کند. واکنش قطبی زمانی شکل می‌گیرد که جامعه به‌تدریج توان دیدن طیف‌های میانی را از دست می‌دهد و افراد ناخواسته به دو سوی متضاد رانده می‌شوند؛ جایی که گفت‌و‌گو جای خود را به تقابل و برچسب‌زنی می‌دهد. محدودسازی شبکه‌های اجتماعی در چنین فضایی، اگر با تقویت شفافیت و جامعیت رسانه‌های داخلی همراه نباشد، نتیجه معکوس خواهد داشت. کاهش دسترسی به شبکه‌ها، در حالی که رسانه‌های رسمی نتوانسته‌اند پاسخگوی همه پرسش‌ها و نیاز‌های اطلاعاتی جامعه باشند، شفافیت را کاهش می‌دهد و اطلاع‌رسانی صحیح را مختل می‌کند.

این خلأ، میدان نفوذ رسانه‌های ماهواره‌ای و روایت‌های بیرونی را گسترش می‌دهد و ذهن جامعه را در معرض اثرگذاری شدیدتری قرار می‌دهد. جنگ شناختی فراتر از جنگ روانی یا عملیات نرم تعریف می‌شود. هدف آن تغییر چارچوب تحلیل مخاطب و بازآرایی ادراک اوست؛ حتی بدون تحریف مستقیم واقعیت‌ها. هر پیام، تصویر یا ویدئو می‌تواند به ابزاری برای هدایت ذهن مخاطب به سمت تصمیمی خاص تبدیل شود. این جنگ بر پایه انتخاب روایت‌ها، جهت‌دهی هیجانات جمعی و بازتولید مستمر اطلاعات در بستر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی عمل می‌کند. مقابله با این وضعیت نه از مسیر سانسور می‌گذرد و نه با انکار مسئله ممکن است. راه مؤثر، شفافیت، پاسخگویی و ارائه روایت‌های معتبر و بدیل است.

 رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها، اگر بتوانند روایت‌های دقیق، قابل فهم و بهنگام ارائه دهند و هم‌زمان سواد رسانه‌ای جامعه را تقویت کنند، می‌توانند نقش مهمی در کاهش اثر عملیات شناختی ایفا کنند. هر ذهن پرسشگر و تحلیلگر، به‌مثابه یک خط دفاعی در برابر دست‌کاری ادراک عمومی عمل می‌کند. این نبرد، نبردی بر سر ادراک، معنا و اعتماد است. تجربه‌های داخلی و خارجی نشان می‌دهد هرچه دسترسی به اطلاعات معتبر افزایش یابد و توان تحلیل روایت‌ها در جامعه تقویت شود، اثرگذاری روایت‌های هیجانی و جهت‌دار کاهش پیدا می‌کند. جامعه‌ای که بتواند میان خبر، تحلیل و روایت تمایز قائل شود، کمتر در معرض محاصره ذهنی قرار می‌گیرد و سرمایه اعتماد عمومی در آن پایدارتر خواهد ماند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار